اشعار زیبا در وصف مادر

اشعار زیبا در وصف مادر

نمایون – نمایی متفاوت از اشعار زیبا در وصف مادر

جمله رنگی روز:
مکث کن، نفس بکش، اگر باید گریه کنی اینکارو بکن، ولی هیچ وقت نا امید نشو و به راهت ادامه بده.


اشعار زیبا در وصف مادر
اشعار زیبا در وصف مادر
حدیث از خــــــــــــــاتم پیغمبـــران اسـت
که جنّت زیر پـــــــــای مادران اسـتبزن بر پای مــــــــــــــادر بوسه از شوق
که خاک پــــــای او رشک جنان اسـتاگرچه در عالم پد ر دارد مقامی محترم
لیکن افزون ازپدر قدر ومقام مادر اسـتمادر دانا کند فرزند دانــــــــا تربیت
هر که برهرجا رسدازاهتمام مادر اسـت

شعر مادر
مادر بهشت من همه ی آغوش گرم تست گوئی سرم هنوز بـه بالین نرم تستمادرحیات با تو بهشت اسـت و خرّم اسـت ور بی تو بود هردو جهانش جهنّم اسـتما را عواطف این همه ی از شیر مادر اسـت این رقّتی که دردل وشوری که درسراستاغلب کسان که پرده حــــرمت دریده اند در کودکی محبّت مــــادر ندیده اندامروز هستیم بـه امید دعـــــای تست فردا کلید باغ بهشتم رضای تست

شعر کوتاه درباره مادر

مادری دارم
بهتر از برگ درخت

بوی ترانه‌ای گم شده میدهدبوی لالایی کـه روی چهره مادرم نوسان میکنداز پنجرهغروب را بـه دیوار کودکی‌ام تماشا میکنم
سهراب سپهری

شعر زیبا

این‌جا مادران از کویر می آینداما دریا می‌زایند
سلمان هراتی

ز گیتی همی پند مادر نیوش
بـه بد تیز مشتاب و چندین مکوش

ظالم چرا گشتی ای ماهرویهمه ی رازها پیش مادر بگوی

گر از تور دارد ز مادر نژادهم از تخم شاهی نپیچد ز داد
فردوسی

نگر بـه موسی عمران کـه از بر مادربـه مدین آمد و زان راه گشت او مولا
مولوی

اگر خورشید خواهی سایه بگذارچو مادر هست شیر دایه بگذار
عطار

ای سنایی وارهان خودرا کـه نازیبا بوددایه را بر شیرخواره مهر مادر داشتن
سنایی

از درختی کـه مام بالا رفتدخت بر شاخ نیز غیژد تفت
گفت و خوش گفت پیر برزیگراینچنین دختر آن چنان مادر
سری آنسان سزای این پنجهبـه چنان دیگ، لایق این کمچه
علی اکبر دهخدا

فرزند، ز مادر اسـت خرسندبیگانه کجا و مهر مادر
پروین اعتصامی

آسودگی از محن ندارد مادرآسایش جان و تن ندارد مادر
دارد غم و اندوه جگر گوشه خویشورنه غم خویشتن ندارد مادر
رهی معیری

اشعار زیبا درباره مادر

اشعار زیبا در وصف مادر

شد صفحه روزگار تیرهتا دفتر من گشود مادر

از هستی من، نشانه ای نیستخود بودن من چه بود، مادر

ناموخت مرا زمانه درسیرندانه ام آزمود، مادر

من در یتیم و گردش چرخاز دست توام ربود مادر

در دامن روزگارم افکنداز دامن خود چه زود مادر

حالیست مرا کـه گفتی نیستگریم همه ی رود رود مادر

هرروز سپهر سفله داغیبر داغ دلم فزود مادر

از اختر من شدست گوییدریای فلک کبود مادر

این ابر منم کز آتش دلبر چرخ شدم چو دود، مادر

با من همه ی بخت در ستیزاستمن خاستم، او غنود، مادر

ابریشم بخت من تهی گشتیک باره ز تار و پود، مادر

این کودک درد آشنا راایکاش نزاده بود، مادر

شعریست کـه در غم تو، فرزندبا خون جگر سرود مادر

اشعار زیبا درباره مادر

مادر

دستت را هیزم و طناب بریده و زخمی کرده اسـتقدت را نشاء و خرمن کوبی خم نموده اسـت

حتی یک لحظه در دنیا نیاسودیعمرت در گشتن و دویدن در جنگل و صحرا تمام شده اسـت

لالالالا، بـه قربان تن خسته اتفدای بوی پیراهن مادرم بشوم

بـه فدایت کـه مرا در گهواره تاب می دادیبـه فدایت کـه شبها برایم نمی خوابیدی

برایم تا صبح لالایی می خواندیبـه فدایت کـه برایم آرزوها داشتی

لالا، بـه فدایت کـه دلم پر از حسرت و آرزوستبدون تو دنیا برایم زندان اسـت

بـه فدایت کـه کوله باری از هیزم بر پشتت نهادیبـه فدایت کـه دستانت پینه بسته اسـت

یا مشغول نشاء و یا بـه دنبال دام ها روانه بودیلالا، چشمم پر از اشک اسـت، بـه فدایت

تو خوشی دنیای من بودیخورشید، حتی گوشه دل تو نمی شود

بهار، نیز بنفشه دستانت نخواهد شداگر تمام خوشی های دنیا برای من باشد

هرگز ارزش خوابیدن در آغوش گرم مادر را نخواهد داشت
لالا، بـه فدای غمخوار خودم
بـه فدایش کـه اکنون تنش بیمار و رنجور اسـت.

شعر در وصف مادر از شاعران معروف

جوانى سر از رأى مادر بتافتدل دردمندش بـه آذر بتافت
چو بیچاره شد پیشش آورد مهدکـه اى سست مهر فراموش عهد
نه در مهد نیروى حالت نبودمگس راندن از خود مجالت نبود؟
تو آنى کزان یک مگس رنجه‌اىکـه امروز سالار و سرپنجه‌اى…
چه پوشیده چشمى ببینى کـه راهنداند همى وقت رفتن ز چاه
تو گر شکر کردى کـه با دیده‌اىوگرنه تو هم چشم پوشیده‌اى
سعدی

تو هوای پاک خونهدستای تو سایه بونه
توی قلب عاشق منعشق تو قد جنونه

مادر ای معنی ایثارتو گل باغ خدایی
توی روزگار غربتبا غم دل آشنایی

مادر اون چشاتو قربونهر چی عشقه تو چشاته
مهر تو تموم نمیشهآخه چشمه حیاته!

مینویسم از سر خطمادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشهتویی لایق ستودن

مادر از ایرج میرزا :پسر رو قدر مادر دان کـه دایمکشد رنج پسر بیچاره مادر
برو بیش از پدر خواهش کـه خواهدتو را بیش از پدر بیچاره مادر
زجان محبوب تر دارش کـه داردزجان محبوب تر بیچاره مادر
از این پهلو بـه ان پهلو نغلتدشب از بیم خطر بیچاره مادر
نگه داری کند نه ماه و نه روزتو را چون جان بـه بر بیچاره مادر
بـه وقت زادن تو مرگ خودرابگیرد درنظر بیچاره مادر
بشوید کهنه و آراید وی راچو کمتر کارگر بیچاره مادر
تموز و دی تو را ساعت بـه ساعتنماید خشک و تر بیچاره مادر
اگر یک عطسه آید از دماغتپرد هوشش زسر بیچاره مادر
اگر یک سرفه بی جا نماییخورد خون جگر بیچاره مادر
برای این‌که شب آسان بخوابینخوابد تا سحر بیچاره مادر
دو سال از گریه روز و شب تونداند خواب و خور بیچاره مادر
چو دندان آوری رنجور گردیکشد رنج دگر بیچاره مادر
سپس چون پا گرفتی ؛ تا نیافتیخورد غم بیشتر بیچاره مادر
تو تا یک مختصر جانی بگیریکند جان مختصر بیچاره مادر
بـه مکتب چون روی تا باز گردیبود چشمش بـه در بیچاره مادر
وگر یک ربع ساعت دیر آییشود از خود بـه در بیچاره مادر
نبیند هیچ کس زحمت بـه دنیاز مادر بیشتر بیچاره مادر
تمام حا صلش از زحمت این اسـتکـه دارد یک پسر بیچاره مادر

شعرهای زیبا درباره ی مـادر

شعر مادر

ای ان کـه تویی صبور خانه ؛ مادرای شمع تویی فروغ خانه ؛ مادر

ای عطر تو عطر هر بهار اسـت ؛ مادروای «وی» مهر تو در حد کمال اسـت ؛ مادر

ای نام تو ملک ،چه بی ریایی ؛ مادرهم شاه غم و ملک وفایی ؛ مادر

ای ان کـه بهشت بود تو را ؛ ای مادر
کآن وعده ی اوست ؛ خدا ؛ تورا ای مادر

ای افضل و ای سرور و ای شاه کلیدم ؛ مادرزآن لحظه ی کودکی تویی امیدم ؛ مادر

ای خواب تو بی خواب شده ؛ هر شب و روز زآن لحظه خدا تو را صدا زد ؛ مادر

این نام تو ؛ نام توست زآن روز نخستزآن دم همه ی مبهوت ثنایت ؛ مادر


بیشتر بخوانید:

فیلم و سریال هایی که عشق آفریدند + تصاویر

پذیرش ۶۰ هزار زائر اربعین در مصلای قدس قم /خدمات پزشکی رایگان در قرارگاه مردمی اربعین قم

غذاهایی که رگ ها را مسدود می کند

عکس پروفایل برای پیاده روی اربعین حسینی 98

شکست ایران مقابل بحرین در دیداری حساس

 

 

سرگرمی
گوگل
منبع:
تالاب

نمایون

آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخواستن از زمین نه دستی از برون بلکه همتی از دورن لازم است...

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − هفت =

مجله تفریحی و سرگرمی نمایون