انکار نخ نما در صحنه جنایت!

ارسال برای دوستان

انکار نخ نما در صحنه جنایت!

نمایون – نمایی متفاوت از انکار نخ نما در صحنه جنایت!

جمله روز:
جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست . . .

انکار نخ نما در صحنه جنایت!
ماجرای قمه کشی مرگباری که چند مجروح داشت در حالی قاضی ویژه قتل عمد مشهد را شبانه به مرکز درمانی کشاند که جوان ۳۵ ساله‌ای به نام «رضا-ر» بر اثر عوارض ناشی از اصابت ضربات چاقو در خیابان عبادی جان خود را از دست داده بود و با حضور قاضی علی اکبر احمدی نژاد در مرکز درمانی و انجام بررسی‌های مقدماتی، ادامه تحقیقات به محل نزاع مرگبار کشید.

برخی شاهدان عینی از جوان ۳۴ ساله‌ای به نام «اکبر-ح» سخن گفتند که سوار بر موتورسیکلت در کمین جوان دیگری به نام «امیر» نشسته بود، اما هنگام درگیری ضربات چاقو را بر پیکر مهمان تهرانی نیز فرود آورد. بنابر گزارش خراسان، تحقیقات شبانه قاضی شعبه ۲۰۸ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد با بررسی همه ابعاد این حادثه وحشتناک بیانگر آن بود که اکبر (متهم به قتل) که از چند سال قبل با جوانی به نام امیر کینه و کدورتی عمیق داشت به دنبال او می‌گشت تا به اختلافات قبلی دامن بزند.

ماجرای این اختلافات به زمانی باز می‌گشت که «امیر» به خاطر شلیک از سلاح شکاری به سوی برادر اکبر حدود چهار سال را در زندان به سر برده بود، ولی بعد از آزادی باز هم این اختلافات در فضای مجازی و حقیقی شدت گرفت تا این که کتک کاری‌هایی نیز بین آن‌ها شروع شد.
در این میان آن‌ها دوست مشترکی داشتند که به منزل او رفت و آمد می‌کردند تا این که بامداد سی ام اردیبهشت گذشته، اکبر از طریق دوستانش فهمید که امیر به منزل دوست مشترک شان در خیابان آیت ا… عبادی رفته است؛ بنابراین سوار بر موتورسیکلت به سوی منزل دوستش حرکت کرد و سر کوچه منتظر ایستاد.
از سوی دیگر «امیر» که در منزل دوستش حال مناسبی نداشت از «سعید» (دوست مشترک) خواست تا با عمویش که در آن نزدیکی زندگی می‌کند تماس بگیرد که او را به منزلش برساند! گزارش خراسان براساس محتویات این پرونده جنایی حاکی است، به دنبال تماس «سعید» بلافاصله «مهدی» (عموی امیر) به همراه خواهر زاده اش که از یک هفته قبل مهمان او بود، با پای پیاده به طرف خیابان آیت ا… عبادی ۶۲ حرکت کردند، ولی آن‌ها نشانی دقیق منزل سعید را نمی‌دانستند و وقتی سر کوچه رسیدند نام «امیر» را فریاد زدند.
در همین هنگام اکبر که کنار موتورسیکلتش ایستاده بود از آن‌ها پرسید چه نسبتی با امیر دارند؟ و چه کاره هستند؟ وقتی متوجه شد که آن‌ها از بستگان امیر هستند ناگهان با قمه به سمت شان حمله ور شد. در این میان عموی امیر هم چاقو را بیرون کشید و بدین ترتیب نزاعی خونین در حالی شکل گرفت که هر سه نفر با ضربات چاقو و قمه مجروح شدند.
«امیر» و خانواده دوستش با شنیدن سر و صدا‌ها به داخل کوچه آمدند که در یک لحظه امیر نیز با قمه به سوی اکبر حمله ور شد و این نزاع وحشتناک شبانه ادامه یافت. در اثنای این درگیری و در حالی که سعید و خانواده اش سعی در جدا کردن مهاجمان داشتند، برخی از آنان به خاطر خون ریزی و زخم‌های عمیق کف خیابان افتادند.

مهدی (عموی امیر) در اثنای درگیری با پسرش تماس گرفت تا با موتورسیکلت به محل نزاع بیاید و آن‌ها را به بیمارستان برساند، اما وقتی او با موتورسیکلت رسید باز هم اکبر ضربات دیگری را هنگام سوار شدن امیر به موتورسیکلت بر پیکر خون آلود او فرود آورد و سپس از سعید خواست با برادرش تماس بگیرد که آن‌ها را به بیمارستان ببرد. حدود نیم ساعت بعد برادر اکبر نیز با خودروی پراید به محل نزاع رسید و او را به بیمارستان امام رضا (ع) رساند.
از سوی دیگر جوان ۳۵ ساله تهرانی که به دلیل شدت خون ریزی روی موتورسیکلت نمی‌توانست تعادل خود را حفظ کند، با آمبولانس اورژانس به مرکز درمانی انتقال یافت، اما حدود دو روز بعد بر اثر عوارض ناشی از اصابت ضربات چاقو جان سپرد و بدین ترتیب پرونده نزاع رنگ جنایت به خود گرفت و متهمان این پرونده مرگبار با صدور دستورات ویژه‌ای از سوی قاضی احمدی نژاد در عملیات جداگانه کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی دستگیر شدند.
در پی اعترافات و اظهارات متهمان در پلیس آگاهی و همچنین در جلسات بازپرسی، در نهایت همه عوامل مرتبط با این پرونده جنایی به محل وقوع قتل هدایت شدند تا صحنه حادثه را در حضور قاضی ویژه قتل عمد بازسازی کنند.
گزارش ها حاکی است: در آغاز بازسازی صحنه جنایت که سرهنگ علی بهرامزاده (رئیس دایره قتل عمد آگاهی) نیز حضور داشت، ابتدا سروان جمالی (افسر پرونده) به بیان جزئیاتی از محتویات پرونده و اظهارات شاهدان عینی پرداخت و سپس متهم با دستور قاضی علی اکبر احمدی نژاد در برابر دوربین قوه قضاییه به تشریح صحنه قتل پرداخت.
او با انکار نخ نما گونه این جنایت گفت: ساعت حدود ۲ بامداد سی ام اردیبهشت بود که به کله پزی رفتم و سیرابی خوردم بعد از آن سوار بر موتورسیکلت به سوی منزلم در حرکت بودم که به طور اتفاقی سر کوچه منزل سعید (محل نزاع) موتورسیکلتم دچار نقص فنی شد. من موتورسیکلت را روی جک زدم و خودم مشغول شیر بنزین آن بودم که بتوانم موتورسیکلتم را تعمیر کنم، ولی ناگهان چند نفر با چاقو روی سرم ریختند و مرا به حدی زدند که بیهوش شدم و دیگر چیزی نفهمیدم. وقتی چشمانم را گشودم خودم را روی تخت بیمارستان دیدم و دیگر از چیزی خبر ندارم!
بنابر گزارش این اظهارات درحالی صورت گرفت که دیگر عوامل مرتبط با پرونده و شاهدان از نقش اصلی اکبر در این ماجرا سخن گفتند و او را به وارد آوردن ضربات چاقو بر پیکر رضا (مقتول) متهم کردند. به همین دلیل قاضی احمدی نژاد دستور پایان بازسازی صحنه قتل را صادر کرد تا این پرونده جنایی دیگر مراحل دادرسی را طی کند.


بیشتر بخوانید:

زورگیری از اتباع خارجی با عنوان جعلی مامور پلیس

استقلال برای آقایان تبدیل به خانه شده است/ انتخاب مدیر از سوی وزارت ورزش برای باشگاه اشتباه بود

چطور از همسر عذرخواهی کنیم که مارا ببخشد

نقش اتاق بازرگانی و دستگاه‌های دولتی در فرآیند صدور کارت بازرگانی

فریب زن متاهل توسط تاجر قلابی

 

اخبار
گوگل
منبع:
باشگاه خبرنگاران جوان

نمایون

آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخواستن از زمین نه دستی از برون بلکه همتی از دورن لازم است...

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − 10 =